
تو ميروي و آينه پر ميشود از بيكسي
از من سفر ميكني و به مرگ قصه ميرسي
ببين كه آب ميشود قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن
گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد
گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد
منتظر داخل شدن او نشسته ام
اما آیا باز برمی گردد؟
آیا باز به سویم می آید؟
نمی دانم!!؟

با این که مرا رها کرده ای اما هنوز هم
منتظرت هستم
انگاري باز يه ستاره مي زنه توي شبهام
توي دستاش گل ياسه غربتش توي نگام
حالا اون روزي رسيد كه پرنده بخونه
چشم هاي منتظر من ديگه تنها نمونه
هميشه چشم براهم كه تو از راه برسي
تويي كه حرمت و مي شناسي انيس بي كسي
مي دونم تويي ستاره با نگاه عاشقانه
واسه قلب عاشق من مي موني تو بي بهانه
يه نفس تو أسموني ميگري ماه و نشونه
يه نفس توي زميني ميزني باغ و جوونه
وقتشه كه قلب تو أسمون و أبي كنه
گل ياس و اطلسي حس شادابي كنه
دل تو سبزو دريا چه بزرگي كه خدايا
مي دونستم كه مي ياري عشق و باز توي نگاه
با هم بارون صداتم مي ريزه اززیر پلك ها
انگاري تو خواب و رويام چه تماشاييه دنيا
انگاري باز يه ستاره مي زنه توي شبها
توي دستاش گل ياسه غربتش توي نگاه
حالا اون روزي رسيد كه پرنده بخونه
چشم هاي منتظر من ديگه تنها نمونه
هميشه چشم براهم كه تو از راه برسي
تويي كه حرمت و مي شناسي انيس بي كسي
مي دونم تويي ستاره با نگاه عاشقانه
واسه قلب عاشق من مي موني تو بي بهانه
يه نفس تو أسموني ميگري ماه و نشونه
يه نفس توي زميني ميزني باغ و جوونه
توي زندگي ما با تو زمستون نمي شه
وقت خوشبختي ما بودن تو تا هميشه
با نگاه خود اشاره گرنشسته اید
ای ستاره ها که از ورای ابر ها
بر جهان ما نظاره گر نشسته اید
آری این منم که دردل سکوت شب
نامه ها ی عاشقانه پاره می کنم
ای ستار ه ها اگر به من مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره می کنم
رفته است و مهرش از دلم نمی رود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟
ای ستار ها ،ستاره ها ،ستاره ها
پس دیار عاشقان جاویدان کجاست؟
می خواهم چشم بگشایم ...
می خواهم دیگران را با نگاه خودشان بنگرم
ونه نگاهی که برای ما تصویر کرده اند
می خواهم بشنوم صدای زنی را که دیروز
مانند هر دختر جوان ،مملو از عشق بود و تحرک
سرشار از بخشیدن بود و آماده ی یکی شدن
ولی امروز از آن همه شور و عشق
تنها خاطراتی در پس پرده ی چشمهایش مانده است
چشمهایی که به جای دیدن ،سخن ها برای گفتن دارند
و من می خواهم از چشمهایش بشنوم ،نه کلامش
شاید ،شاید این سخن ها
شنیدن تجربه ای از زندگی کسانی باشد که روزی
مانند تمامی ما می دیدند و عشق می ورزیدند