تبليغاتX
تنها و دل تنگ
با سلام تازه تو تازه می شوم تو این تازگی را به من هدیه کن




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 12:27 توسط ..:: محمد شکریان ::..

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد
گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو ميروي و آينه پر مي‏شود از بي‏كسي
از من سفر ميكني و به مرگ قصه مي‏رسي
ببين كه آب مي‏شود قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد
گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 15:0 توسط ..:: محمد شکریان ::..

                  چشم هایم را به پنجره دوخته ام

                                 منتظر داخل شدن او نشسته ام

                              اما آیا باز برمی گردد؟

                             آیا باز به سویم می آید؟

                                                               نمی دانم!!؟

با این که مرا رها کرده ای اما هنوز هم

منتظرت هستم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 15:16 توسط ..:: محمد شکریان ::..

            




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 13:24 توسط ..:: محمد شکریان ::..

انگاري باز يه ستاره مي زنه توي شبهام
توي دستاش گل ياسه غربتش توي نگام
حالا اون روزي رسيد كه پرنده بخونه
چشم هاي منتظر من ديگه تنها نمونه
هميشه چشم براهم كه تو از راه برسي
تويي كه حرمت و مي شناسي انيس بي كسي
مي دونم تويي ستاره با نگاه عاشقانه
واسه قلب عاشق من مي موني تو بي بهانه
يه نفس تو أسموني ميگري ماه و نشونه
يه نفس توي زميني ميزني باغ و جوونه
وقتشه كه قلب تو أسمون و أبي كنه
گل ياس و اطلسي حس شادابي كنه
دل تو سبزو دريا چه بزرگي كه خدايا
مي دونستم كه مي ياري عشق و باز توي نگاه
با هم بارون صداتم مي ريزه اززیر پلك ها
انگاري تو خواب و رويام چه تماشاييه دنيا
انگاري باز يه ستاره مي زنه توي شبها
توي دستاش گل ياسه غربتش توي نگاه
حالا اون روزي رسيد كه پرنده بخونه
چشم هاي منتظر من ديگه تنها نمونه
هميشه چشم براهم كه تو از راه برسي
تويي كه حرمت و مي شناسي انيس بي كسي
مي دونم تويي ستاره با نگاه عاشقانه
واسه قلب عاشق من مي موني تو بي بهانه
يه نفس تو أسموني ميگري ماه و نشونه
يه نفس توي زميني ميزني باغ و جوونه

توي زندگي ما با تو زمستون نمي شه
وقت خوشبختي ما بودن تو تا هميشه




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 13:19 توسط ..:: محمد شکریان ::..

با نگاه خود اشاره گرنشسته اید

ای ستاره ها که از ورای ابر ها

بر جهان ما نظاره گر نشسته اید

آری این منم که دردل سکوت شب

نامه ها ی عاشقانه پاره می کنم

ای ستار ه ها اگر به من مدد کنید

دامن از غمش پر از ستاره می کنم

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟

ای ستار ها ،ستاره ها ،ستاره ها

پس دیار عاشقان جاویدان کجاست؟




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 13:51 توسط ..:: محمد شکریان ::..

می خواهم چشم بگشایم ...

می خواهم دیگران را با نگاه خودشان بنگرم

ونه نگاهی که برای ما تصویر کرده اند

می خواهم بشنوم صدای زنی را که دیروز

مانند هر دختر جوان ،مملو از عشق بود و تحرک

سرشار از بخشیدن بود و آماده ی یکی شدن

ولی امروز از آن همه شور و عشق

تنها خاطراتی در پس پرده ی چشمهایش مانده است

چشمهایی که به جای دیدن ،سخن ها برای گفتن دارند

و من می خواهم از چشمهایش بشنوم ،نه کلامش

شاید ،شاید این سخن ها

شنیدن تجربه ای از زندگی کسانی باشد که روزی

مانند تمامی ما می دیدند و عشق می ورزیدند




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 10:20 توسط ..:: محمد شکریان ::..


*
*
*
*